‏نمایش پست‌ها با برچسب علاءالدین طباطبایی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب علاءالدین طباطبایی. نمایش همه پست‌ها

توانایی‌های زبان فارسی در ترجمه

علاءالدین طباطبایی: خیلی دلم می‌خواهد بدانم شما متن را به چه صورت ترجمه می‌کنید. یعنی آیا هر جمله را یک‌بار می‌خوانید و بعد بلافاصله ترجمه می‌کنید، یا اینکه روی ترجمه‌ی هر جمله تامل می‌کنید؟

ابوالحسن نجفی: خب، جوان که بودم متن را می‌خواندم و سریعاً ترجمه می‌کردم، اما الان یک جمله را ترجمه می‌کنم و بعد احساس می‌کنم که آن را به اشکال دیگر هم می‌توان نوشت. یعنی جمله‌ی اولم اگر بی‌نقص و صحیح باشد، باز هم گاهی آن را دوباره و دوباره ترجمه می‌کنم. گاهی حتا یک جمله را به ده صورت گوناگون که همه هم صحیح است ترجمه می‌کنم و سپس بهترین آن‌ها را انتخاب می‌کنم. برای مثال یک عبارت از کتاب شازده کوچولو و ترجمه‌های ممکن آن را در اینجا نقل می‌کنم.

شازده کوچولو به سیاره‌ای رفته است که در آن یک فانوس‌بان هست. فانوس‌بان هر دقیقه یک بار فانوسش را روشن و دقیقه‌ی بعد خاموش می‌کند، زیرا طول مدت شب و روز یک دقیقه بیشتر نیست. گردش سیاره به دور خود در آغاز به اندازه‌ی معمول (یعنی مثلا بیست‌وچهار ساعت) بوده، ولی سرعت آن روز به روز بیشتر شده و اکنون به دو دقیقه رسیده است و بدین ترتیب فانوس‌بان فرصتی برای خواب یا استراحت ندارد. می‌گوید: «کار طاقت‌فرسایی دارم. پیش‌ترها این کار معقول بود. صبح خاموش می‌کردم و شب روشن.» سپس عبارتی به زبان می‌آورد که اصل فرانسه‌ی آن و دو ترجمه‌ی انگلیسی‌اش که در اختیار دارم چنین است:

متن اصلی (فرانسه)
J'avais le reste du jour pour me reposer, et le reste de la nuit pour dormir

ترجمه‌ی انگلیسی (۱)
I had the rest of the day for relaxation and the rest of the night for sleep

ترجمه‌ی انگلیسی (۲)
For the rest of the day, I could relax and for the rest of the night I could sleep

چند امکان ترجمه در فارسی

۱. بقیه‌ی روز را می‌توانستم استراحت کنم و بقیه‌ی شب را بخوابم.
۲. بقیه‌ی روز را فرصت داشتم که استراحت کنم و بقیه‌ی شب را بخوابم.
۳. بقیه‌ی روز را استراحت می‌کردم و بقیه‌ی شب را می‌خوابیدم.
۴. بقیه‌ی روز را فرصت استراحت داشتم و بقیه‌ی شب را فرصت خوابیدن.
۵. بقیه‌ی روز و شب دست خودم بود که استراحت کنم یا بخوابم.
۶. بقیه‌ی روز دست خودم بود که استراحت کنم و شب بخوابم.
۷. دیگر دست خودم بود که بقیه‌ی روز را استراحت کنم و بقیه‌ی شب را بخوابم.
۸. فرصت داشتم که بقیه‌ی روز را استراحت کنم و بقیه‌ی شب را بخوابم.
۹. می‌توانستم بقیه‌ی روز را استراحت کنم و بقیه‌ی شب را بخوابم.
۱۰. باقی روز را فرصت آسودن داشتم و باقی شب را فرصت خوابیدن.

چنانکه ملاحظه می‌کنید همه‌ی این عبارت‌ها از لحاظ لفظ و معنی و حتی سبک، با کم و بیش اختلاف، با متن اصلی منطبق‌اند. اما لابد یکی از میان آنها به متن نزدیک‌تر است. همان را باید انتخاب کرد.

—جشن‌نامه‌ی ابوالحسن نجفی، ۳۰ بهمن‌ماه ۱۳۸۲