‏نمایش پست‌ها با برچسب ژرالد نوو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ژرالد نوو. نمایش همه پست‌ها

قطعات

کمی خون در شقیقه‌ها
کمی آتش در انگشتان
چهره‌ی تو را رسم می‌کنم
بر پوسته‌ی بی‌خوابی

کمی خون بر لب‌ها
کمی آتش در چشمان
(و بادبادک خنده‌ات
که به ستاره‌ها گیر کرده است)
من چهره‌ی تو را رسم می‌کنم
همانگونه که در آن زیسته‌ام

تو باز برای من راه می‌روی
در منظره‌ای واقعی
هر یک از گام‌هایت در گذشته جاری است
اما با چنان ارزشی
که آتشی از برگ‌های خشکیده
افروخته شود
با بویی فراموش‌نشدنی

—ژرالد نوو، ترجمه‌ی رضا سیدحسینی