‏نمایش پست‌ها با برچسب م. آزاد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب م. آزاد. نمایش همه پست‌ها
مثل پرنده‌ای که در او شور مردن است
مثل شکوفه‌ای که در او شور ریختن
مثل همین پرنده‌ی خاموش کاغذی
آنجا نشسته بود.
نگاهش پرنده‌وار
و پشت او به باران
          باران پشت پنجره بارید و
           ایستاد.
من بیم داشتم که بگویم
شکوفه‌ها از کاغذند.
~
من بیم داشتم که بگویم
اتاق من
خاموش و کاغذی‌ست
باران پشت پنجره
باران نیست.

—م. آزاد