‏نمایش پست‌ها با برچسب فیروز ناجی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فیروز ناجی. نمایش همه پست‌ها

نام‌های بسیار

نگاهم کن
ستاره‌ای در مرگ
جاودانِ
         پرتابی
همیشه بسته‌ست
این
     مکان‌های روشن
نگاهم کن
ستاره‌ای
         همیشه در یادست

—فیروز ناجی

در بادیه

نوسانِ بال‌هایِ دود
خاموشیِ چشم را قطع می‌کند

پَرپَر می‌شود به بادْ مرجانی
از عطشی برای بوسه‌ها

رنگم از بهت می‌پرد سحرگاهان

زندگی‌ِ من می‌شارد
در گردابی از دلتنگی‌ها

اینک آینه‌دارِ آن گوشه‌هایِ جهانم
که وطن خواندم
و بوکشان راه می‌یابم
تا مرگْ درین سفرِ الزامی

فرجه‌هایی فقط برایِ خواب

اشک‌هایم می‌زداید آفتاب

تن به قبایی ولرم می‌پوشم
از کتانِ طلایی

برین آبسنگِ پریشانی
در کمینِ
دورانی خوش

—جوزپه اونگارتی، ترجمه‌ی فیروز ناجی