قطعات

باد می‌وزد     صبح است

برگی از آستانه گذر می‌کند
و زیرِ آوایی له می‌شود

بال‌بالِ خفاش‌ها
قل‌قلِ قرابه‌ها
و سایه‌هایِ تنگ
          در اطرافِ تو ویران خواهد شد

کاج سربریده می‌لرزد
و تو فقط
جانِ اندوهت را نجات خواهی داد

صبح است و
ادامه‌یِ رویایِ تو زیرِ دودهایِ بی‌دعوت
لگدمال می‌شود

—شاپور بنیاد