هتل فین جویس

هنگامی که جویس با نورا آشنا شد، او در هتل فین کار می‌کرد. نورا که احساس می‌کرد در دنیا کسی را ندارد، از آشنایی با جویس استقبال کرد. جویس شیفته‌ی سادگی و سرزندگی و شوخ‌طبعی این دختر بی‌خانمان شهرستانی شده بود. جویس بارها به دوستش گفته بود: «من از زن‌های روشنفکر بیزارم.»

این زوج جوان در همان دیدار اول، در خیابان نسوی دوبلین، به هم دل سپردند. (نورا شیفته‌ی چشم‌های آبی جویس شد و به‌خاطر کلاه ملوانی‌ای که بر سر داشت تصور کرد که قایقران است). آن‌ها قرار گذاشتند چهاردهم ژوئن ساعت هشت‌ونیم شب کنار خانه‌ی سر ویلیام وایلد (از گردشگاه‌های دوبلین)، گوشه‌ی میدان معروف مریون یکدیگر را ملاقات کنند؛ محلی دور از اغیار، جایی که با محل کار نورا، هتل فین، فاصله‌ی زیادی داشت. اما نورا سر قرار نیامد (او چند روز بعد در نامه‌ای به جویس نوشت که هر چه کرد از محل کارش مرخصی بگیرد، حتا به‌مدت یک ساعت، باهاش موافقت نکردند). جویس مدتی در وعدگاه ایستاد و رفت. همان روز برای محبوب ظاهراً بی‌وفایش این یادداشت را نوشت:

شماره‌ی ۶۰ خیابان شل بورن
۱۵ ژوئن ۱۹۰۴
شاید من نابینا شده‌ام زیرا مدت‌ها سر قرار ایستاده بودم به سر زنی با موهای شرابی سیر نگاه می‌کردم و بالاخره به این نتیجه رسیدم انگار عوضی گرفته‌ام. افسرده و پکر رفتم خانه. مایلم تو را ببینم گرچه انگار تو تمایلی به این کار نداری. امیدوارم لطف کنی و قرار دیگری بگذاری. البته اگر فراموشم نکرده‌ای!
جیمز جویس

—احمد اخوت