«ص» صفحه است، «پ» پاراگراف، و «س» سطر.
✂️ ص۲۲، پ۲، س۴
مادرقحبه
✂️ ص۳۳، پ۲، س۱۳
مادرسگ
✂️ ص۳۷، پ۲، س۲۱
پدرسگ
✂️ ص۴۱، پ۱، س۱۳
مادرقحبه
✂️ ص۴۱، پ۲، س۵
مادرسگ
✂️ ص۴۲، پ۲، س۸
مادرسگ
✂️ ص۴۲، پ۲، س۱۰
پدرسگ
✂️ ص۴۴، پ۲، س۱۶
مادرقحبه
✂️ ص۴۶، پ۱، س۱۰
پدرسگ
✂️ ص۴۶، پ۱، س۱۱
مادرقحبه
✂️ ص۴۸، پ۱، س۲
چند دفعهای با دختر خوابیدم
✂️ ص۵۳، پ۱، س۲۱
سگپدر
✂️ ص۵۳، پ۱، س۲۲
سگپدر
✂️ ص۶۱، پ۱، س۸
دستم را بردم توی موهاش و آرام چشمهاش را بست ــ دستم را درآوردم
✂️ ص۶۷، پ۱، س۵
مشروبی چیزی نداری و من کنیاک داشتم
✂️ ص۶۷، پ۱، س۶
و کنیاک
✂️ ص۷۰، پ۱، س۱۰
کنیاک
✂️ ص۷۵، پ۲، س۶
دست چپش را انداخته بود دور کمرم و من با دست راستم زیر موهاش گردنش را گرفته بودم و گردنش زیر انگشتهام سرد بود و هر چند لحظه پوستش میپرید
✂️ ص۷۶، پ۱، س۱۳
منیژه نشست کنارم، دستش را گذاشت پشت گردنم و دستش سرد بود اما صورتش را که نزدیکم آورد عرق کرده بود و موهاش توی صورتش بود، بعد آمد جلوتر و بوسیدم ـــ اول روی دست راستم تکیه داده بودم اما بوسه که طولانی شد دستم تا شد، کشیدمش و خوابیدیم روی خاک ـــ طوری بود که میدانستم باید جلوی خودم را بگیرم و مشکل لباسها بود و نمیشد و منیژه میلرزید و باید ولش میکردم اما سوختن پام و درد شانههام قاطی هیجانم شده بود و نمیشد ول کرد و ول نکردم تا منیژه آمد توی گرمای من و میگفت زهرمارش بود با اینحال میگفت نرو و نفسنفس میزد و میگفت بیا بیا تا اینکه یک طوری گذشت
✂️ ص۱۵۴، پ۲، س۹
فاصلهی پستانها و قوس کمر تا پشت رانها و آرامش شکم و صداها گاهی، صدای تماس، سرمای تنت در تماس اول نوک انگشتها تا لرزشی که از سرما نبود، و بوها، تمامی بوها که هنوز گاهی شبها در دستهام مشتکرده جلوی دماغم نفس میکشم و بوی تنت برمیگردد