هنوز

شاید هنوز هم
مرد بر سر چینه نشسته است

شاید این دستهای اوست
که در شب سفید می‌زند

امشب
این گلدسته چه سیاه است و بلند
نمی‌دانم
نه دستی
نه ماهی
از شب
از بادی که نمی‌بینم
این ستاره همیشه می‌لرزد
بر تاریکترین ساقه‌ای که پیدا نیست.

—محمود نیکبخت