حاشیه‌ی کتابی

حاشیه‌نویسی، مثل عکاسی، با خاطرات و یاد گذشته‌ها همراه است، گذشته‌ای که دیگر وجود ندارد و یادآوری‌اش گاهی با غم همراه است. مخالفان عکاسی می‌گویند عکسی را می‌گیری و سالها بعد ممکن است تحمل خاطرات این عکس برایت دشوار باشد. مگر نه اینکه عکس مربوط به گذشته‌ای است که دیگر نیست؟

به همین صورت است که حاشیه‌نویسی که بعضی اوقات با خاطراتی همراه است و اشاره‌هایی به بیرون کتاب می‌کند. دوازده سال قبل در آستربدرقه‌ی کتابی یادداشت کرده‌ام: «عباس ساعت دوازده می‌رسد به اصفهان. یادم نرود». حالا این را که می‌بینم دگرگون می‌شوم. عباس صفاری، کجا پر زدی؟

یکی در حال عصبی آلبوم عکس‌هایش را می‌سوزاند. یکی هم می‌گفت: «در حاشیه‌ی کتاب‌ها نباید چیزی از زندگی روزمره بنویسیم چون بعدها این‌ها، یادآوری این خاطرات، آزارمان می‌دهند. من هر بار این حاشیه‌ها را می‌خوانم منقلب می‌شوم. از عکس هم چندان خوشم نمی‌آید چون همیشه بازگشت به گذشته برایم دشوار است و رنجم می‌دهد».

—احمد اخوت، خاطرات کتابی