پرسفونه
میبوسمش
و مرگ
پرهیبِ آن پرندهی عاشق است
لرزان
بر آبگیر
امّا
همینکه چشم بچرخاند
بر شاخه نیست.
او رفته است
آن خوابگرد
با بوسههایش
سرد.
تنها
ردِ صدایش
بر جای مانده است
آن دانههای سرخِ انار
بر برف.
—حسن عالیزاده
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی