بهار و همه

واژه‌ها وقتی آزاد باشند با استقلال حرکت می‌کنند و همین نشانه‌ی ارزش آن‌هاست. اگر واژه‌ها را این‌چنین آزاد بدانیم شعر را درک کرده‌ایم.

تخیل نه اجتناب از واقعیت است، نه توصیف و نه فراخوانی عینها و موقعیت‌ها. باید گفت شعر با دنیا ورنمی‌رود بلکه آن را تکان می‌دهد. شعر با تمام توان بر واقعیت صحه می‌گذارد و بنابراین از آنجا که واقعیت هیچ نیاز به حمایت شخصی ندارد، بلکه وجودش مستقل از کنش بشری است، آنچنانکه علم [قانون] زوال‌ناپذیری ماده و نیرو را به اثبات رسانده، شعر عینی تازه و نمایش و رقصی می‌آفریند که آینه‌ای در برابر طبیعت نیست بلکه‌ــــــ

همچنان‌که بال پرندگان بر هوای متراکم ضربه می‌زند و بی‌ آن هیچ پرنده‌ای توان پرواز ندارد، واژه‌هایی که تخیّل رهاشان کرده نیز با پرواز خود بر واقعیت صحه می‌گذارند.

—ویلیام کارلوس ویلیامز، ترجمه‌ی احمد اخوت