در فضا —فضای محصور یا فرضیِ میان یا اطرافِ یک مکانِ جسمیتیافته— امکانِ یادآوری و بهیادسپاریِ زمان شکل میبندد. چون لانهبستنِ مرغی میانِ دو شاخهی نحیف. خوشا فضایی که در آن بهبادسپردنِ یادها ممکن شود. فاصلهی مفروضی میان یا اطرافِ یک هستیِ جسمیتیافته. چون لیوانِ آبی که قطرهای جوهر را امکانِ فنا میدهد. یا اتاقی از گازهای پرّان که فرصتِ نفسنکشیدن میدهد...