جنین روح

ای روح مکرّر
با پیراهنِ بلندِ سفید
در خوابِ چشم‌های بازِ من
باز
چون چاکِ چشمِ زخم
باز
همچون که چشم در نورِ تندِ تُرْش تنگ می‌شود

ای روحِ پاکِ منیر
ای رازِ لحظه‌های خواب‌رفتگی‌ام
ای تردّدِ یاد در برهوتِ میانِ تیک و تاک

رقصِ شعله‌ی شمع
ردِّ عبورِ توست
دویدنِ خطّ بر کاغذ
دویدنِ خون در رگ

و همواره پیراهنی بلند و سفید و مکرّر و بی‌جسم
در عبور
همچون تنِ کاغذ
سفید
و مکرّر
و بی‌جسم

—کیوان طهماسبیان، ترسگفتار درس، و دیگر شعرها