میگوید که ماه کلاهی شنی است و ماه را لگدمال میکند. دیوانهها خشمِ باورنکردنی دارند. میگوید ستارهها تاجهایِ نمکند و خوراکهای خود را به دو بار نمک میزند. دیوانهها جادوگرند. من این ترانه را با خوابیدن در گیسوانِ تو یافتم. دیگر نمیدانم که تو در کجا فراموشم میکنی. او همچنین میگوید که با دستهای ما یک شال خواهد بافت، امّا دروغ میگوید.
—ادمن ژابس، ترجمهی محمود مسعودی