گاهی فکر میکنم
میشود با مرگ دوست شد
در آخرین شبی که مهلت داری
سینهات را وارسی کنی
و فکر کنی چه دل حاصلخیزی داشتی
به مادرت فکر کنی
که مثل یک مشت گندم
امیدوار به سالی خوب بود
سپس با احتیاط مرگ را لمس کنی
مثل دستهای دختری در روستا
—رضا جمالی حاجیانی