امشب ولی قرار دارم
در خانهی دوست دیرینهای
دری باز کنم دوباره
در ایوان آن حالِ معرکه تا خود را
ساعتی تماشا کنم آنجا و کیف کنم
از ملاقات با زیباییِ نامحدود
شاید تو نیز
دیده شدی باز و دوباره برگشتیم با هم
هرچند نمیدانم به کجا
—رضا زاهد
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی