صادقیه در بیات اصفهان

ما در کاربردِ اتوماتیکِ هرروزه‌ی زبان این نکته را از یاد می‌بریم که معنای کلمات، این معناهای آرمانی، فقط قراردادهای ساختگی‌اند: ما توافق‌های همگانی را با حقیقت اشتباه گرفتیم ـــــ‌ما آری‌گویانِ گلّه‌ای‌ی پرسش‌کُشِ سرِکار

سوسور گفت که رابطه‌ی دالّ و مدلول قراردادی است، و آن‌چه ترساننده است ــــ‌و برای همین اغلب فراموش می‌شود‌ـــــ این است که هر دالی را دل‌بخواهی به هر مدلولی می‌شود مربوط کرد، هر معنایی می‌شود به هر چیز داد، و البته به هر متن. فقط انگار باوراندن این ربط‌هاست که مهمّ می‌شود، نه حقیقت‌شان: یعنی باید تأثیر کرد، و لازمه‌ی تأثیرْ قدرت است. قدرتْ قدرتِ در نامندگی‌ی چیزهاست، و قدرتِ یک دالّ به میزانِ مشروع ماندنش سنجیده می‌شود: یک دالّ تا آن‌جا برای کاربرانش مشروع است که آن‌ها را مواجه با بی‌هودگی‌اش نکرده باشد، یا این‌که سرکاری بودنِ وعده‌ی دلالت، وعده‌ی دالّ به مدلول، محرز نشده باشد: یعنی تا وقتی دلالت (راه‌ــ‌نُمایی)، به‌عنوان یک سفرِ سرگردانْ در برهوت، هنوز اندک جاذبه‌ای برای مسافرانِ خسته‌اش داشته باشد

—کیوان طهماسبیان