گورنبشت
زغال در مه
سرخگلی بود که ریشه در دل تو داشت
و هر صبح خاکستر چهرهات را میپوشاند
در آن تابستان
تو سایههای صنوبر را چیدی
و به راه خود رفتی.
—ژرژ سفریس، ترجمهی عبدالله کوثری
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی